چكيده اي از كتاب راه نجات از شر غلات - بحثي در باره‌ي غلو

نوشته‌ي استاد حيدر علي قلمداران

مؤلف مي‌فرمايد: با مطالعه‌ي مختصري در تاريخ اديان به روشني معلوم مي‌شود كه بدترين آفتي كه حقايق ديني را در هر زمان تهديد مي‌كند مُبتلا شدن به آفت غلو و خرافات است و اين آفت از چند جهت و به چند علت متوجه هر دين حقي است...

مؤلف عقيده دارد كه: خيلي از شيعيان امروز كه به ظاهر ادعا مي‌كنند كه ما از غُلاة و بنانيه و خطابيه و مغيريه و بشيريه و اسماعيليه و قرامطه (فرقه‌هاي غالي و منحرف قديمي) نيستيم و حتي از شيخيه و صوفيه ابراز برائت مي‌كنند، متأسفانه عقايد و افكار همان غُلاة كه مورد لعنت و نفرين امامان – عليهم السلام- بوده‌اند در لابلاي عقايد و افكار اينان، پنهان بلكه به طور آشكار در جريان و سريان است.

مؤلف ناله مي‌كند از اينكه: كار إشاعه و انتشار اينگونه عقايد تا بدانجا كشيده‌ شده‌است كه همان خطبه‌هاي البيان و تطنجيه كه حتي علماي شيعه‌ي صفوي آنها را نمي‌پذيرفتند، بعضي از غاليان معاصر در كتابهايي به نام الزام الناصب و اثبات الحجة الغائب و يا أمراء هستي مجدَّداً چاپ كرده و انتشار مي‌دهند!! و ادعا مي‌كنند كه آنچه را شيعيان صدر اول درباره‌ي أئمه (ع) غلو مي‌پنداشته‌اند امروز از ضروريات مذهب شيعه‌است !! چنانكه گفتيم مرحوم شيخ عبد الله مامقاني مؤلف كتاب بزرگ تنقيح المقال في أحوال الرجال در بيش از ده جاي آن كتاب اين مدعي را تأييد و تجديد كرده‌است([1]).  اما كسي به‌ اين ملاي آخر الزمان نگفته و نمي‌گويد كه جناب آقا ! مگر بعد از پيغمبر اسلام، پيغمبري آمده و پس از آن امامان، امامي به پا خاسته يا فرشته‌اي بر شما نازل شده و گفته‌است كه عقايد غلو آميز آن روز كه به فرمايش خود امامان بدتر از عقايد يهود و نصاري و مجوس و مشركين‌است بايد امروز جزو ضروريات مذهب شود ؟! چرا ؟! 

آخر چرا بايد در دين اسلام و به نام مذهب شيعه اينچنين عقايد غالي ترويج نموده تا طائفه‌ي شيعه از تمام طوائف و مذاهب اسلامي در دنيا خوارتر و بي ارزشتر باشد ؟ تا جايي كه ساير مسلمانان اين طائفه را مشرك دانسته و خون و مال و ناموس آنها را بر خود حلال شمارند و به هر طريقي كه بتوانند از بدنامي اين گروه استفاده كرده، زنان و دخترانشان را به نام كنيزك در بين خود خريد و فروش كنند ؟

در اصرار به اين گونه عقايد و انتشار آن تا كنون چه نتيجه‌ي خوبي گرفته‌ايد كه باز هم از آن همان نتيجه را انتظار داريد ؟!

آيا توسيع مسأله‌ي ولايت و تضييق و انحصار آن به يك يا چند نفر و گسترش موضوع شفاعت و تعميم آن و اختراع زيارات و ابداع عزاداري و روضه‌خواني چه چيز بر شكوه شما افزوده‌است و جز خصومت همكيشان و گستاخي در عصيان و تضييع اموال فراوان و تحقير و توهين مردم فهميده‌ي دنيا به خودتان، چه طرفي بسته‌ايد و در انتظار چه فتحي نشسته‌ايد ؟! عقيده‌ي بسياري از شيعيان امروزي نه تنها از عقايد غُلاة زمان أئمه – عليهم السلام – كه منشأ أصلي آن عقايد يهود و نصاري بوده مايه گرفته‌است بلكه با عقايد سخيفه‌ي ملل ديگر نيز آميخته و ممزوج است!

شما مي‌دانيد كه شبيه آن عقايد در مردم ما درباره‌ي حضرت عباس و امامزاده داوود و شاه چراغ و امثال آن ديده مي‌شود كه عوام قسم به خدا را باور نمي‌كنند اما قسم به حضرت عباس باور كردني است !  از خدا نمي‌ترسند اما براي حضرت عباس و رقيه و سكينه نذر، بيش از خدا است ! در حالي كه كتاب آسماني آنان در بيش از صد آيه از اين قبيل عقايد صريحاً نهي كرده و آنان را بدين روش مذمت و ملامت مي‌كند و فرموده : ﴿قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ. سَيَقُولُونَ لِـلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ ﴾ (المؤمنون/88-89) = يعني به اين مردم بگو در دست چه كسي ملكوت و فرمانروايي تمام هستي است و تنها اوست كه پناه مي‌دهد و به او پناه داده نمي‌شود (يعني كسي نمي‌تواند به ديگري پناه برد تا از كيفر و عقاب خدا مصون ماند) اگر شما مي‌دانيد‌؟ به زودي خواهند گفت: خدا بگو (اي محمد) پس چرا مسحور شده‌ايد (چون كساني كه جادو شده‌اند نمي‌توانند از عقل و قدرت خود استفاده كنند).

و مي‌فرمايد : ﴿وَيَجْعَلُونَ لِمَا لا يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَالله لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ﴾ (النحل/56) = يعني براي چيزها و كساني كه خود اينان نمي‌دانند آنها چه و چه كاره‌اند، بهره‌اي از آنچه روزي ايشان كرده‌ايم قرار مي‌دهند (نذر مي‌كنند، وقف مي‌كنند، آنان را در كسب خود شريك مي‌كنند ! شركت با حضرت عباس و امام رضا !) به خدا سوگند هر آينه شما (كه مسلمان ايد و مي‌بينيد اينان چنين عمل مي‌كنند و آنان را از اين عمل باز نمي‌داريد و به طريق حق هدايت نمي‌كنيد) پرسيده خواهيد شد و در پيشگاه خدا مسؤول‌ايد از آنچه به دروغ و افتراء مي‌بافيد.

از ترس همين مسؤوليت است كه ما خود را در چنين زماني كه كفر و بدعت و شرك و الحاد از هر زماني در ميان جامعه‌ي ما بيشتر است، به زحمت انداخته و ضربات تهمت و بهتان و حتي ضرب و قتل را بر خود خريده‌ايم تا در پيشگاه پروردگار جهان مسؤول اعمال اين تبهكاران نباشيم و از تكفير و تبعيد و ضرب و تهديد غاليان و حاميان ايشان، باك نداريم چه يقين داريم كه جهاد بزرگي را بر عهده گرفته‌ايم و هرچه ميدان جهاد از لشكر كفر انبوه‌تر باشد موجب افتخار و سرافرازي مجاهدي‌است كه قدم در اين ميدان گذاشته و يقيناً اجر او در پيشگاه پروردگارش بسيار بزرگ و عظيم خواهد بود كه ﴿... فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴾ (التوبة/111) ﴿... وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِالله عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴾ (هود/88).

آنگاه مؤلف به ذكر غلاتي كه مورد نفرين أئمه – سلام الله عليهم أجمعين – هستند كه اين مقدمه براي معرّفي آنان بوده‌است، پرداخت.

آقاي قلمداران (رح) در آخر كتابش، پاره‌اي از فرمايشات واحاديث ائمه‌ي بزرگوار اهل بيت –سلام الله عليهم اجمعين– را نقل فرمود، كه أئمه در اين احاديث شيعيان خود را از خطرِ بزرگِ غلوّ ترسانيده‌اند، و گروه فاسد العقيده غلاة را مذمت كردند‌.



([1]) رجوع شود به تنقيح المقال ج1 / ص226، و ج2 / ص 84 و 93 ، ج3/ ص122 و 132 و 238 .

 
در باره ما
احاديث مهدي
مسأله خمس
توحيد عبادات
فتح البيان
نصوص امامت
زيارت و زيارتنامه
خرافات وفور
اسلام و رجعت
راه نجات
تئوري امامت
راه نجات ج2
كليد فهم قرآن
نقد و بررسي