مختصرى دربارة آیت الله العظمی سید ابو الفضل ابن الرضا برقعی قمی

علامه سيد ابو الفضل ابن الرضا برقعى قمي تهراني در سال 1329هـ ق مطابق با 1287 هـجري شمسي در شهر قم- ايران- در خاندان شيعه مذهبي چشم به چهان گشود، و پدرش سيد حسين شخص فقير و زاهدي بوده‌است.  جد او سيد احمد بن رضي الدين عالم مجتهد و مبارزي بوده كه از شاگردان آيت الله شيرازي كسي كه فتواي تحريم تنباكو- ضد نفوذ بريطانيا در ايران- را صادر كرده‌است ميباشد. مادرش سكينه سلطان دختر شيخ غلام رضا قمي نويسنده‌ي كتاب رياض الحسيني ميباشد.

علامه، از اولين روزهاي حيات پاي در مكتب خانه گذاشته، تعليم و قراءت قرآن مجيد و خواندن و نوشتن را فرا گرفت. سپس طلبگي را از مدرسة رضويه در قم آغاز كرد و در زمان رياست مرحوم شيخ عبدالكريم يزدي حائري كه در آن وقت يكي از بزرگترين علماي شيعه بود تحصيل خود را گذراند. پس از آن چند سالي در قم بود، و بعدا براي تخصص در علم فقه واصول فقه به نجف اشرف رفت ودر نزد كبار مراجع شيعه مراحل عالي دروس فقه واصول فقه را طي كرد، سه سال در نجف اشرف گذراند و از بسياري از علماي كبار آن ديار منجمله: مرجع بزرگ شيعه در آن وقت سيد ابوالحسن موسوي اصفهاني كسب علم كرد.  سپس علامه به قم برگشت ودر قم نيز اجازه‌ي اجتهاد را از آيت الله عبدالنبي نجفي عراقي كه يكي از مراجع بزرگ شيعه بود اخذ نمود.  تا آن كه در اواخر دهة سي، با حمايت آقاي كاشاني به مسجد گذر وزير دفتر آمد. طي اين سالها با فدائيان اسلام و آيت الله كاشاني همكاري داشت.

مذهب و عقيده‌ي علامه برقعي

علامه برقعي در شروع از جمله‌ي علما‌ي مذهب شيعه اثنا عشري بوده و از مجتهدين اعلامشان به شمار مي‌رفت، ولي اخلاص، صدق و مبارزه او با بدعتها و خرافات و تمسك شديد علامه به قرآن كريم نهايت او را به طرف حق رهبري كرد. البته مبارزه وي با بدعتهاي شگفتي كه در روضه خواني ومراسم مذهبي آنزمان رايج بود باعث درگيري وي با عوام در مسجد محل اقامتش گرديد، ودر نتيجه كم كم منزوي شد، وآنچنان كه خود مينوسد: ((تدريجاً برايم ثابت شد كه ما و روحانيت ما غرق در خرافاتيم و از كتاب خدا بي‌خبر بوده وافكارمان مطابق قرآن نيست)).

نخستين كارهاي علمي علامه برقعي، نگارش كتابي در رد بر صوفيه با عنوان حقيقت العرفان بوده كه مورد استقبال روحانيون قرار گرفت. اندكي بعد كتابي با عنوان عقل و دين در رد فلسفه نوشت كه بقول خودش آخوندهاي يوناني مآب را خوش نيآمد.

اندكي بعد كتاب درسي از ولايت را نوشت و بگفتة خود تلاشي كرد تا شركيات شيعه نمايان و صوفيه و شيخيه را بنماياند. واين هم مخالفان ديگري براي وي درست كرد.  از آن پس، كم كم برخي از منبري‌هاي متعصِّب شيعه نيز به برقعي حملاتي را آغاز كردند و وي را متهم به بي‌ديني كردند، و ايشان در واكنش به آنان، بر ضد روضه خواني وارد عمل شد و مطالب آنها را نادرست و غير معقول عنوان كرد.

آقاي شريعتمداري هم در واكنش به عقايد توحيدي و ضد خرافات شيعي برقعي و نوشته هاي فراوان او كه اكنون روشن‌تر وصريح‌تر موضع مي‌گرفت، براي خارج كردن وي از مسجدي كه بگفتة خودش بيست وهفت سال در آنجا نماز ميخواند تلاش كرد، هم عوام وهم عمال رژيم شاه را بر عليه ايشان تحريك كرد و متعصبين خشك موفق شدند ايشان را از مسجد بيرون كنند.

علامه از سن 45 سالگي از مذهب و عقايد شيعه اثنا عشري دست كشيده و با حكم به ظاهر قرآن و سنت صحيح عمل كرده‌است. وي مي‌گويد اگر ما خواسته باشيم سنت صحيح را در روايات و كتب شيعه بيابيم ممكن نيست. ولي بايستي در كتب مسانيد و مصنفات حديث كه در نزد جمهور مسلمين است جستجو كرد، هر چه از رسول اكرم صلى الله عليه وآله وسلم باشد، سند و متن آن صحيح باشد و مخالف قرآن كريم نباشد گرفته مي‌شود و گر نه متروك است.

از جمله آثار دوران سني شدن علامه برقعي يكي هم نقد المراجعات سيد عبد الحسين شرف الدين موسوي عاملي است، كه آنرا بزبان عربي نوشته است، نيز كتاب عقيدة اسلاف تأليف شيخ محمد بن عبد الوهاب كه با مقدمه و اضافاتي ترجمه و با نام مستعار عبد الله تقي زاده چاپ كردند. ديگر از آثار وي خرافات وفور در زيارات قبور است كه وي به تاثير از كتاب زيارت مرحوم حيدر علي قلمداران آنرا نوشته و خود ميگويد: ((پس از مطالعة كتاب راه نجات قلمداران تشويق شدم تا آنرا بنويسم)). وي همچنين مقدمه و حواشي براي كتاب شاهراه اتحاد قلمداران نيز نوشته، ودر شماره 76 از فهرست تاليفاتش از آن ياد كرده‌است. نوشته هاي ديگر او تضاد مفاتيح الجنان با قرآن، بررسي علمي در احاديث مهدي، و عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول كه از مهمترن كتابهاي علامه برقيعي به شمار ميرود، و خلاصة آن به زبان عربي ترجمه ودر اردن به نام كسر الصنم منتشر شده است، و از كتابهاي ديگرشان رهنمود سنت در رد اهل بدعتاست، كه ترجمة خلاصة كتاب منهاج السنه ابن تيميه است كه علامه برقعي حواشي و توضيحات بر آن افزوده‌است. با نشر اين كتاب در سال 1366 وي دستگير وبراي مدت 16 ماه در زندان اوين محبوس بود.

آيت الله سيد ابو الفضل برقعي طي سالهاي بعد از انقلاب مدتي زنداني و سپس به شهر يزد تبعيد شد و پس از بازگشت از تبعيد در تهران در منطقة كن نزد فرزندش زندگي مي‌كرد، تا آنكه به سال 1370 هـ ش در همانجا پس از عمر طولاني كه آنرا در تبليغ اسلام ناب و توحيد قرآن و مبارزه با بدعت وخرافات گذراند،  نداي پروردگارش را لبيك گفت و به لقاء الله پيوست و در قبرستان مجاور امامزاده شعيب دفن شد. رحمت خدا بر او باد.

مهمترن آثار علامه برقعي:

درسی از ولایت.

حافظ شکن - ردی بر حافظ.

عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول - بت شکن

تابشی از قرآن - ترجمه و تفسیر قرآن کریم.

اصول دین از نظر قرآن.

خرافات وفور در زيارات قبور.

بررسی علمی در احادیث مهدی.

تضاد مفاتیح الجنان با قرآن.

دعاهایی از قرآن.

دعای ندبه و خرافات آن.

سوانح حيات (زندگینامه علامه ابوالفضل ابن الرضا برقعی رحمه الله).

فریب جدید در ائتلاف تثلیث و توحید

 
در باره ما
احاديث مهدي
مسأله خمس
توحيد عبادات
فتح البيان
نصوص امامت
زيارت و زيارتنامه
خرافات وفور
اسلام و رجعت
راه نجات
تئوري امامت
راه نجات ج2
كليد فهم قرآن
نقد و بررسي